فیزیال ارست دیستال رادیوس و نقش MRI در نقشه برداری بار
رویکرد گام به گام:
وقتی در پیگیری شکستگی فیزیال دیستال رادیوس شواهد ارست صفحه رشد دیده شد، نخستین قدم تعیین وسعت و محل دقیق بار استخوانی است نه اقدام درمانی فوری.
بر اساس متن فصل، MRI میتواند ناحیه ارست را map کند و درصد درگیری فیز را مشخص نماید؛ همین درصد تصمیم بعدی را تعیین میکند.
اگر بار کمتر از حدود ۴۵ درصد فیز باشد رزکشن بار همراه fat interposition قابل امتحان است و اگر بزرگتر باشد رزکشن موفق نخواهد بود و سراغ اپیفیزیودز اولنا یا ربالانس طول میرویم.
پس MRI همان دروازه تصمیم گیری است و باید مقدم بر هر جراحی انجام شود.
چرا گزینههای دیگر غلطاند:
ادامه پیگیری مشابه قبل تا بلوغ باعث از دست رفتن فرصت مداخله زودرس و پیشرفت دفورمیتی و ایمپکشن اولنوکارپال میشود.
اپیفیزیودز فوری دیستال اولنا بدون دانستن درصد و محل بار، اقدامی نابهجا و زودهنگام است.
استئوتومی رادیوس و لنگتنینگ یا اکسترنال فیکساتور درمان دفورمیتی تثبیت شده در موارد خاص است نه قدم تشخیصی اول.
پسر 7 ساله که در اثر تروما به مچ دست دچار شکستگی سالتر – هریس تایپ II دیستال رادیوس و اولنا با جابجایی شده است. بعد از جا انداختن آناتومیک شکستگی احتمال کدام یک از عوارض زیر بیشتر است؟ (بورد 1401)
مقایسه ریسک فیزیال ارست دیستال رادیوس و اولنا پس از شکستگی
مقایسه ارقام فصل:
ریسک اختلال رشد پس از شکستگی فیزیال خارج مفصلی دیستال رادیوس تیپ یک و دو حدود ۴ تا ۷ درصد است.
در مقابل، فیزیال ارست پس از شکستگی فیزیال دیستال اولنا بسیار شایعتر و در حد ۱۰ تا ۵۵ درصد گزارش شده است و متن آن را شایعترین عارضه شکستگی فیزیال دیستال اولنا میداند.
پس وقتی هم رادیوس و هم اولنا شکستگی فیزیال دارند، احتمال فیزیال ارست در سمت اولنا به مراتب بیشتر است حتی پس از ریداکشن آناتومیک.
بر همین اساس ستاره از گزینه ارست رادیوس به گزینه ارست دیستال اولنا منتقل شد چون متن صراحتا ریسک اولنا را بهمراتب بالاتر میداند.
چرا گزینههای دیگر غلطاند:
فیزیال ارست دیستال رادیوس با حدود ۴ تا ۷ درصد بهمراتب کمتر از اولنا است.
استئونکروز اپی فیز دیستال اولنا یک عارضه شناخته شده و شایع این شکستگی نیست.
سینوستوز رادیواولنار عارضه نادری است که بیشتر پس از ترومای پرانرژی و فیکساسیون داخلی رخ میدهد نه پیامد معمول ریداکشن آناتومیک.
پسر 6 سالهای بهعلت زمین خوردن دچار درد و دفورمیتی در مچ دست شده است که در رادیوگرافی انجام شده شکستگی متافیزیال دیستال رادیوس با جابهجایی دورسال مشهود است. شایعترین عنصری که مانع جااندازی بسته میشود، کدام مورد است؟ (ارتقاء 1402)
مانع شایع ریداکشن در شکستگی متافیزیال با جابجایی دورسال
پاتوآناتومی:
در شکستگی متافیزیال دیستال رادیوس با جابجایی دورسال، پریوست دورسال معمولا سالم میماند و به عنوان tension band عمل میکند، در حالی که پریوست ولار پاره میشود.
متن تصریح میکند که در شکستگیهای جابجا شده دورسال، ساختار interposed مانع ریداکشن غالبا پریوست ولار و گاه پروناتور کوادراتوس است.
پس شایعترین عنصر گیرافتاده که جلوی ریداکشن بسته را میگیرد، پریوست ولار است.
چرا گزینههای دیگر غلطاند:
اکستانسور کارپی اولناریس بیشتر در شکستگی فیزیال اولنا یا گالئزی اکوویوالان مانع ریداکشن میشود نه متافیز دیستال رادیوس.
پریوست دورسال در این الگو سالم است و به عنوان لولای کمککننده به ریداکشن عمل میکند نه مانع آن.
پروناتور ترس عضله ساعد پروگزیمال است و در سد ریداکشن متافیز دیستال نقش شایع ندارد؛ ساختار درگیر پروناتور کوادراتوس است.