درمان ارجح تنوسینوویت مزمن های سپس ناشی از مالیونیون شکستگی توبروزیته کوچک در مرد ورزشکار ۳۵ ساله کدام است؟
جابجایی تاندون سر بلند بای سپس ناشی از مالیونیون توبروزیته کوچک
پاسخ و استدلال: ۱- در جابجایی و بی ثباتی مزمن تاندون سر بلند بای سپس که در اثر اختلال در کمپلکس شیار بای سپیتال و لیگامان عرضی هومرال ایجاد می شود تاندون به سمت مدیال جابجا می شود. ۲- بر اساس کمپل علایم مزمن ناشی از شکستگی یا مالیونیون قسمت مدیال شیار اینترتوبرکولار باید با تنودز درمان شده و سپس قسمت داخل مفصلی تاندون از طریق اینترول روتاتور اکسیزیون شود. ۳- بنابراین تنودز تاندون به استخوان به همراه اکسیزیون داخل مفصلی تاندون درمان ارجح است.
چرا گزینههای دیگر غلطاند:
استئوتومی اصلاحی توبروزیته در رفرنس به عنوان درمان جابجایی مزمن تاندون بای سپس مطرح نشده است.
تناتومی به تنهایی بازسازی پایداری تاندون را تامین نمی کند و درمان استاندارد این حالت مزمن نیست.
صرف ترمیم لیگامان عرضی در حالت مزمن ناکافی است و رفرنس در این شرایط تنودز را توصیه کرده است.
آقای ۳۰ ساله بسکتبالیستی حین فرود آمدن در مسابقه، دچار درد ناگهانی قدام زانو شده است. در معاینه زانو افیوژن داشته و اکستنشن زانو ضعیف شده است. در رادیوگرافی زانو در نمای لترال، دیستال و پایین تر از خط Blumensat قرار دارد. در MRI زانو افزایش سیگنال در لبه فوقانی پاتلا دیده میشود. اقدام مناسب تر کدام است؟
پارگی تاندون کوادری سپس و افتراق از پارگی تاندون پاتلا
پاسخ و استدلال: ۱- در این بیمار پاتلا پایین تر از حالت طبیعی (پاتلا باجا) قرار گرفته و افزایش سیگنال در لبه فوقانی پاتلا دیده می شود که نشانه پارگی تاندون کوادری سپس در محل اتصال به قطب فوقانی پاتلا است. ۲- در پارگی کامل مکانیسم اکستانسوری با اکستنشن لگ تاخیر اکستنشن ایجاد می شود و درمان پارگی کامل، ترمیم جراحی هرچه سریع تر است. ۳- پس درمان ارجح ترمیم جراحی تاندون کوادری سپس است.
چرا گزینههای دیگر غلطاند:
گچ سیلندر در اکستنشن برای پارگی ناقص کاربرد دارد نه پارگی کامل با تاخیر اکستنشن.
گچ سیلندر در فلکسیون برای پارگی کامل مناسب نیست و درمان غیرجراحی پارگی کامل توصیه نمی شود.
محل افزایش سیگنال در لبه فوقانی پاتلا و پاتلا باجا به نفع پارگی کوادری سپس است نه تاندون پاتلا (که پاتلا آلتا ایجاد می کند).
بیمار آقای 35 ساله متعاقب تصادف موتور با ماشین با شکستگی باز خرد شده متافیز دیستال فمور با دیفکت استخوانی بعد از چند نوبت دبریدمان تحت فیکساسیون و کارگذاری سیمان PMMA جهت دیفکت استخوانی با Induced Membrane Masquelet Technique قرار گرفته است ایدهآلترین زمان برای انجام مرحله دوم (خارجکردن سیمان و گرافت استخوانی) کدام است؟
زمان مرحله دوم تکنیک مسکله (غشای القایی)
پاسخ صحیح: زمان ایدهآل برای مرحله دوم تکنیک مسکله حدود ۴ تا ۶ هفته پس از مرحله اول است (گزینه ب).
توضیح: در تکنیک غشای القایی مسکله، در مرحله اول پس از دبریدمان و فیکساسیون، فضای نقص استخوانی با اسپیسر سیمان PMMA پر میشود تا یک غشای بیولوژیک اطراف آن تشکیل شود. این غشا حدود ۴ تا ۶ هفته به بلوغ کافی میرسد و فاکتورهای رشد و عروقزایی آن در این بازه بیشترین مقدار را دارد، لذا مرحله دوم یعنی برداشتن اسپیسر و گذاشتن گرافت استخوانی در این زمان انجام میشود.
چرا گزینه های دیگر غلط اند: گزینه الف دو هفته زود است و غشا هنوز بالغ نشده. گزینه ج و د هشت هفته یا بیشتر، تاخیر بیجا است؛ گرچه غشا تا مدتی پایدار میماند، پنجره مطلوب همان ۴ تا ۶ هفته است و تاخیر بیش از حد میتواند کیفیت غشا را کاهش دهد.