در آسیب عصب اولنار با ضعف عضلات اینترینسیک، تکنیک Mackinnon و Novak شاخه دیستال عصب اینتراوسئوس قدامی (AIN) را به شاخه حرکتی عمقی عصب اولنار منتقل میکند.
شاخه ترمینال AIN عضله پروناتور کوادراتوس را عصبدهی میکند؛ بنابراین عصب همین عضله بهعنوان دونر برداشته و به شاخه حرکتی اولنار کوآپته میشود.
مزیت این انتقال نزدیک بودن دونر به محل ورود شاخه حرکتی اولنار در کانال گویون و بازگشت سریعتر عملکرد اینترینسیکها است.
چرا گزینههای دیگر غلطاند: فلکسور کارپی اولناریس خودش توسط عصب اولنار عصبدهی میشود و در آسیب اولنار قابلاعتماد نیست؛ سوپیناتور و اکستانسور کارپی رادیالیس از عصب رادیال عصب میگیرند و دونر استاندارد برای شاخه حرکتی اولنار نیستند.
وقتی که امکان ترمیم عصب سوپرااسکاپولار وجود ندارد کدام گزینه برای ترانسفر عصب مناسبتر است؟
نوروتیزاسیون عصب سوپرااسکاپولار با عصب اسپاینال اکسسوری
اصول ترانسفر: در تکنیک مککینون و کولبرت برای بازسازی عملکرد عصب سوپرااسکاپولار، انتهای پروگزیمال عصب اسپاینال اکسسوری به انتهای دیستال عصب سوپرااسکاپولار با نخ ۹-۰ نایلون دوخته میشود.
عصب سوپرااسکاپولار پروگزیمالی و عصب اکسسوری دیستالی قطع میشوند و کوآپتاسیون بدون تنشن و بدون نیاز به گرافت انجام میگیرد.
عصب اکسسوری یک عصب کاملا موتور است که سومین قسمت تراپزیوس را عصبدهی میکند و دونور مناسبی برای احیای عملکرد سوپرااسپایناتوس و اینفرااسپایناتوس است.
چرا گزینههای دیگر غلطاند: ب چون فاسیکل فلکسور کارپی اولناریس دونور انتقال به عصب بایسپس (موسکولوکوتانئوس) در تکنیک اوبرلین است نه سوپرااسکاپولار. ج چون انتقال نیمی از موسکولوکوتانئوس بهعنوان دونور سوپرااسکاپولار در فصل توصیف نشده. د چون عصب گریتر اوریکولار یک عصب حسی شبکه گردنی است و برای ترانسفر موتور سوپرااسکاپولار کاربرد ندارد.
در کدام یک از موارد زیر ریلیز عصب اولنار و انتقال آن بر قدام بر ریلیز ساده عصب اولنار در آرنج ارجحیت دارد؟
اندیکاسیون ترانسپوزیشن قدامی عصب اولنار در آرنج
سابلاکسیشن و دیسلوکیشن راجعه: وقتی عصب اولنار به دلیل شیار اولنار کمعمق، هیپوپلازی تروکلئا، یا قوس فیبروز ناکافی دچار سابلاکسیشن یا دیسلوکیشن راجعه میشود، عصب در شیار باقی نمیماند و آسیب مکرر میبیند.
در سابلاکسیشن/دیسلوکیشن راجعه، ریلیز ساده in situ کافی نیست چون عصب همچنان از شیار خارج میشود؛ پس ترانسپوزیشن قدامی ارجح است.
سابلاکسیشن شایعتر از دیسلوکیشن است و در سابلاکسیشن احتمال آسیب مکرر عصب بیشتر است.
چرا گزینههای دیگر غلطاند: الف چون شدت درگیری عصب بهتنهایی ملاک انتخاب ترانسپوزیشن در برابر ریلیز ساده نیست. ب چون جنسیت زن معیار تصمیمگیری نیست. د چون چاقی بهخودیخود اندیکاسیون ترانسپوزیشن نیست.