سه نمونه سوال این فصل با پاسخ تشریحی کامل. گزینه را انتخاب کنید تا پاسخ و درسنامه باز شود.
۳۰سوال در بانک این فصل
نمونه سوالها
نمونه سوال ۱ از ۳
مرد ۲۶ ساله پس از تصادف موتورسیکلت با لهشدگی شدید ساق و پا مراجعه کرده که قابل بازسازی نیست و تصمیم به آمپوتاسیون گرفته شده است. تیم جراحی در مورد طول مناسب اندام باقیمانده بحث میکند. در مورد رابطه طول اندام باقیمانده با عملکرد، کدام اصل کلی درستتر است؟
طول اندام باقیمانده و مصرف انرژی
اصل کلی:
بهطور کلی هرچه اندام باقیمانده کوتاهتر باشد، انرژی صرفشده برای راهرفتن بیشتر میشود؛ بنابراین یک اصل پایه جراحی آمپوتاسیون، حفظ بلندترین اندام باقیمانده ممکن در محدوده الگوی آسیب است نکته سوال.
استثناها:
شواهدی هست که آمپوتههای نسبی پا مصرف انرژی بالاتری نسبت به آمپوتههای ترنستیبیال دارند، پس کوتاهتر همیشه به معنای بدتر نیست.
اندام باقیمانده میتواند بیشازحد بلند هم باشد و ضخامت عضله پوشاننده دیستال تیبیا و فضای پروتز را کم کند.
اهمیت بالینی:
هدف جراحی فراهمکردن یک واسط راحت، پایدار و بادوام برای پوشیدن پروتز و انتقال نیروی کافی جهت تحمل وزن است.
نکته بالینی: بلندنگهداشتن اندام لزوما بهتر نیست؛ سطح باید با امکان پوشش بافت نرم و کارایی پروتز سنجیده شود نه صرفا با حداکثر طول استخوان.
جراح در حین آمپوتاسیون ترنستیبیال یک بیمار جوان فعال، عضلات گاستروکنمیوس را به پریوست قدامی تیبیا فیکس میکند تا توازن عضلانی برقرار شود. هدف اصلی این مرحله توازن عضلانی است. کدام مورد پیامد مستقیم نبستن عضله ترنسکتشده به استخوان است؟
توازن عضلانی در آمپوتاسیون
مفهوم:
عضلهای که ضمن آمپوتاسیون ترنسکت میشود اگر بدون اتصال رها شود نهتنها اثر عملکردیاش از بین میرود بلکه آتروفی و کانتراکچر میکند نکته سوال.
پیامد:
بدون اثر پمپ عضلانی روی بازگشت وریدی، استاز وریدی و ادم بیشتر میشود.
ازدسترفتن اثر اختصاصی عضله در نواحی کلیدی بارزتر است؛ مثلا ازدسترفتن اداکتور مگنوس باعث ابداکشن مهارنشده و راهرفتن پهن و ناکارآمد میشود.
روشهای توازن:
مایودزیس یعنی اتصال مستقیم عضله به استخوان.
مایوپلاستی یعنی اتصال دو گروه عضلانی مخالف به یکدیگر.
نکته بالینی: توازن عضلانی نه فقط برای حفظ عملکرد بلکه برای کاهش استاز وریدی و ادم اندام باقیمانده اهمیت دارد و باید در هر آمپوتاسیون رعایت شود.
مرد ۳۴ ساله نیازمند آمپوتاسیون اندام تحتانی است و جراح بین دیسآرتیکولاسیون زانو و آمپوتاسیون ترنسفمورال مردد است. در مورد مزیت دیسآرتیکولاسیون زانو نسبت به ترنسفمورال، کدام گزینه نادرست است؟
دیسآرتیکولاسیون زانو در برابر ترنسفمورال
تعریف:
دیسآرتیکولاسیون زانو سطحی است که در آن تحمل وزن انتهایی مستقیم از طریق کندیلهای فمور رخ میدهد، برخلاف ترنسفمورال کلاسیک که وزن از طریق واسط سوکت توزیع میشود.
مزایای دیسآرتیکولاسیون زانو:
تحمل وزن انتهایی مستقیم.
اهرم بلندتر برای تعادل نشستن.
مصرف انرژی کمتر هنگام راهرفتن بدون نیاز به تحمل وزن ایسکیال نکته سوال.
نکته در مورد LEAP:
نتیجهگیری اولیه درباره ضعف دیسآرتیکولاسیون زانو بر تعداد اندک بیمار و آمپوتاسیون درون ناحیه آسیب استوار بود و متاآنالیز بعدی نمره فیزیکی بهتری برای دیسآرتیکولاسیون نشان داد.
نکته بالینی: در ترنسفمورال با اندام کوتاه از قفسه ایسکیال برای تحمل وزن استفاده میشود، اما در دیسآرتیکولاسیون زانو نیازی به تحمل وزن ایسکیال نیست.