بیمار ۷۰ سالهای که ۲ ماه قبل تحت فیکساسیون شکستگی اینترتروکانتریک با PFNA قرار گرفته است و برای ویزیت فالو آپ مراجعه میکند. در معاینه، بیمار با واکر راه میرود و محدودیت حرکتی هیپ ندارد. با توجه به رادیوگرافی مبهم، اقدام مناسب کدام است؟
ارزیابی وضعیت یونیون پس از فیکساسیون اینترتروکانتریک: رادیوگرافی ساده در ارزیابی یونیون محل شکستگی trochanteric محدودیت دارد، زیرا overlap ایمپلنت و callus جزئی تفسیر را دشوار میکند. در بیمار با علائم خفیف و رادیوگرافی مبهم، CT اسکن اقدام بعدی برای تأیید یا رد nonunion است (نکته سوال).
ریویژن زودهنگام بدون تأیید قطعی nonunion توجیه ندارد؛ بیمار با واکر راه میرود و این نشاندهنده بارگذاری قابل قبول و عملکرد مناسب است. در صورت تأیید delayed union/nonunion با فیکساسیون پایدار، اولین قدم دینامیزاسیون است، نه ریویژن فوری.
تبدیل به DCS (پلاک کندیلار ۹۵ درجه) ثبات استاتیک ایجاد میکند و در reference میزان شکست بالایی دارد؛ گزینه مناسبی برای این مرحله نیست.
آقای ۶۷ ساله فعال، با شکستگی اینترتروکانتریک ناپایدار همراه با شکستگی دیواره لترال تروکانتر و خردشدگی شدید پوسترومدیال. مناسبترین ایمپلنت برای فیکساسیون کدام است؟
در شکستگی اینترتروکانتریک ناپایدار با از دست رفتن پشتیبانی دیواره لترال، نیل سفالومدولاری ایمپلنت ارجح است. نیل بهعلت قرارگیری اینترامدولاری در برابر مدیالیزاسیون فمور مقاومت میکند و علاوه بر آن کلاپس کنترلشده در محل شکستگی فراهم میآورد. مطالعات رجیستری نشان دادهاند که در شکستگیهای ناپایدار A2 و A3 میزان جراحی مجدد در گروه نیل سفالومدولاری کمتر از پیچ هیپ کشویی است.
پلاک پروگزیمال فمور لاکشونده برای trochanteric fracture بهعنوان درمان اولیه توصیه نمیشود؛ این ایمپلنت ثبات استاتیک ایجاد میکند، اجازه کلاپس کنترلشده در محل شکستگی را نمیدهد، و در literature میزان شکست بالایی برای آن بهعنوان درمان primary trochanteric fracture گزارش شده است. کاربرد آن در شکستگیهای periprosthetic یا بیماران جوان با bone stock خوب محدود است.
پیچ هیپ کشویی همراه با پلاک ثباتدهنده تروکانتر گزینه قابل قبولی است اما مطالعات نشان دادهاند که حتی با وجود پلاک ثباتدهنده، میزان جراحی مجدد در مقایسه با نیل سفالومدولاری بالاتر است. در حضور خردشدگی شدید پوسترومدیال و دیواره لترال failure، نیل سفالومدولاری ارجحتر است.
توتال هیپ آرتروپلاستی بهعلت بیثباتی کمپلکس تروکانتر، خونریزی بیشتر، و نیاز به ترانسفیوژن بیشتر، بهعنوان درمان اولیه trochanteric fracture توصیه نمیشود. اندیکاسیون آرتروپلاستی محدود به موارد همراه با استئوآرتریت علامتدار قابل توجه طرف مبتلا است.
خانم ۶۳ ساله به علت راه رفتن با واکر دچار شکستگی هیپ شده است و در رادیوگرافی شکستگی اینترتروکانتریک تیپ A2 مشهود است. بیمار سابقهی روماتیسم و آرتروز شدید هیپ داشته است. اقدام ارجح کدام است؟
در شکستگی اینترتروکانتریک همراه با آرتروز علامتدار شدید هیپ، توتال هیپ آرتروپلاستی اندیکاسیون دارد، زیرا فیکساسیون داخلی تنها شکستگی را درمان میکند نه آرتروز زمینهای دردناک را (نکته سوال). بر اساس reference، استئوآرتریت یک relative contraindication برای فیکساسیون است؛ اگر بیمار علائم آرتروز نداشته باشد فیکساسیون انجام میشود، اما در آرتروز علامتدار شدید، arthroplasty ارجح است.
مزایای THA در این موقعیت: درمان همزمان شکستگی و آرتروز، تحمل وزن فوری پس از جراحی، و جلوگیری از نیاز به جراحی دوم برای آرتروپلاستی در آینده.
DHS و نیل سفالومدولاری شکستگی را فیکس میکنند اما هیپ آرترایتیک دردناک باقی میماند. درمان کانزرواتیو در بیمار mobile با شکستگی ناپایدار A2 توصیه نمیشود و با ریسک بالای nonunion، malunion و عوارض immobilization همراه است.