سه نمونه سوال این فصل با پاسخ تشریحی کامل. گزینه را انتخاب کنید تا پاسخ و درسنامه باز شود.
۶۰سوال در بانک این فصل
نمونه سوالها
نمونه سوال ۱ از ۳
نوجوان ۱۲ ساله با درد کمر، اختلال راه رفتن و اسپاسم همسترینگ مراجعه کرده است. رادیوگرافی ایستاده لغزش L5 روی ساکروم را بدون شکستگی پارس و با قوس خلفی عصبی سالم نشان میدهد و اسپینا بیفیدا اکولتا نیز دیده میشود. این الگو بیانگر کدام نوع و کدام خطر است؟
اسپوندیلولیستزیس دیسپلاستیک (Wiltse تیپ I)
تعریف و پاتوآناتومی:
فرم دیسپلاستیک فقط در سطح L5-S1 رخ میدهد و ناشی از دیسپلازی مادرزادی فاستهای L5-S1 است که بیکفایتی این مفصل اجازه شروع لغزش را میدهد.
چرا خطر نورولوژیک بالاست:
بدون لیز یا اتنواسیون پارس، قوس خلفی عصبی سالم باقی میماند و با لغزش بیش از ۲۵٪ به دورا فشار میآورد و نقص عصبی ایجاد میکند نکته سوال.
همراهی شایع با اسپینا بیفیدا اکولتا L5 و ساکروم و شیوع بیشتر در دختران و خویشاوندان درجه یک، منشا ژنتیک فاست بیکفایت را تایید میکند.
مقایسه با ایسمیک:
در تیپ II مفصل L5-S1 آناتومیک نرمال است و لغزش از میان شکستگی استرسی پارس رخ میدهد، پس دورا تحت فشار نیست و حتی لغزش شدید معمولا بدون عارضه نورولوژیک میماند.
نکته بالینی: دیسپلاستیک بدون لیز بیش از ایسمیک با لغزش هماندازه به جراحی نیاز پیدا میکند و باید زودتر تحت نظر و فیوژن پروفیلاکتیک قرار گیرد.
نوجوان ۱۴ ساله ژیمناست با درد کمر مکانیکی که با فلکشن و اکستنشن تشدید میشود مراجعه کرده است. سیتی شکستگی استرسی دوطرفه پارس اینترآرتیکولاریس در L5 را نشان میدهد و عناصر خلفی in situ ماندهاند. چرا حتی با پیشرفت لغزش، نقص نورولوژیک در این نوع نادر است؟
اسپوندیلولیستزیس ایسمیک (Wiltse تیپ II)
تعریف:
فرم ایسمیک ناشی از شکستگی استرسی یا اتنواسیون پارس اینترآرتیکولاریس است که لغزش از میان همان شکستگی رخ میدهد و شایعتر و خوشخیمتر است.
مکانیسم محافظت عصبی:
چون پارس شکسته و عناصر خلفی از ستون میانی جدا میشوند، دورا با پیشرفت لغزش تحت فشار قرار نمیگیرد نکته سوال.
در مقابل، در دیسپلاستیک قوس سالم با لغزش به دورا فشار میآورد و نقص عصبی میدهد.
زمینه و اپیدمیولوژی بالینی:
پارس ضعیفترین ناحیه قوس عصبی است و در ورزشکاران با هایپراکستنشن مکرر کمری مانند ژیمناست و لاینمن فوتبال مستعد شکستگی خستگی میشود.
نکته بالینی: درد کمر مکانیکی در نوجوان ورزشکار همیشه مشکوک است و رادیوگرافی الزامی است تا اسپوندیلولیز از دست نرود.
نوجوانی با اسپوندیلولیز علامتدار L5 ارزیابی میشود. PI و SS او پایین است و سابقه فعالیتهای ورزشی با اکستنشن مکرر کمری دارد. در این زمینه بیومکانیکی، شکستگی پارس بیشتر از کدام مکانیسم ناشی میشود؟
مکانیسم اسپوندیلولیز
دو مکانیسم اصلی:
ناتکراکر: در بیماران با PI و SS پایین، پارس L5 حین اکستنشن تحت تماس و فشار افزایشیافته قرار میگیرد و شکستگی خستگی رخ میدهد نکته سوال.
برشی: در بیماران با PI و SS بالا، نیروی برشی قدامی روی L5 لغزش را پیش میبرد.
نقش لوردوز و ایستادن:
لوردوز کمری مختص انسان برای وقوع اسپوندیلولیستزیس لازم است و نقص پارس در نوزادان، بیماران غیرراهرونده و پستانداران غیردوپا دیده نمیشود.
اهمیت بالینی:
تشخیص مکانیسم به پیشبینی خطر پیشرفت کمک میکند چون PI پایین خطر پیشرفت کمتری نسبت به مکانیسم برشی با PI بالا دارد.
نکته بالینی: PI بالا و رتروورژن لگن احتمال پیشرفت لغزش را بهشدت افزایش میدهد، حتی با ستون متعادل.