کودک ۸ ساله مورد بیماری PFFD تحت عمل جراحی lengthening فمور با دستگاه ایلیزارف قرار گرفته است. استئوتومی از ناحیه سوپراکوندیلار فمور انجام شده است. بلندکردن اندام در راستای محور آناتومیکال شروع میشود. کدام دفورمیتی محتملتر است؟
محور طویل سازی و دفورمیتی همراه
اصل کلیدی: متن صریح می گوید وسایل داخل استخوانی و طویل سازی باید در راستای محور مکانیکی اندام انجام شوند نه محور آناتومیک شفت؛ اگر طویل سازی روی محور آناتومیک شفت فمور انجام شود محور مکانیکی به هم می خورد و زانو به مدیال جابجا می شود.
چرا والگوس: متن تاکید می کند طویل سازی در ناحیه نزدیک زانو تمایل به انگولاسیون والگوس دارد و طویل سازی نزدیک مچ و هیپ تمایل به واروس دارد؛ در این بیمار استئوتومی سوپراکوندیلار است یعنی نزدیک زانو، پس دفورمیتی محتمل ژنووالگوم است و الیو وایرها برای مقابله با همین والگوس به صورت استراتژیک گذاشته می شوند.
رد گزینه ها: لترالیزاسیون زانو پیامد نادیده گرفتن محور مکانیکی و طویل سازی روی شفت است نه یک دفورمیتی زاویه ای مستقل که سوال درباره آن می پرسد. پوستریور انگولاسیون به عنوان جزء غالب این سطح در متن مطرح نشده اگرچه متن می گوید همه نواحی مستعد انگولاسیون قدامی اند. مدیال روتیشن جزو الگوی شناخته شده طویل سازی نزدیک زانو در متن نیست.
در اصلاح دفورمیتی پای این نوزاد کدامیک از برنامههای زیر ارجح میباشد؟
اصلاح دفورمیتی پا در نقص طولی مادرزادی اندام و همیملی تیبیا
پاسخ صحیح طبق کلید گزینه ج است. در نقص طولی مادرزادی اندام تحتانی همراه دفورمیتی پا (از جمله همیملی تیبیا)، یکی از راهبردهای اصلاحی سنترالیزه کردن پا و قراردادن آن در راستای محور اندام برای دستیابی به پای پلانتیگرید قابل تحمل وزن است؛ رفرنس تاچیان سنترالیزه کردن پا را اغلب با فیوژن تالوس به دیستال فیبولا بهعنوان یک گزینه درمانی ذکر میکند.
چرا سایر گزینه ها در این سناریو ارجح نیستند:
انتقال تاندون تیبیالیس پوستریور پس از مانیپولاسیون مربوط به اصلاح کلاب فوت ایدیوپاتیک است نه دفورمیتی این نوزاد.
گچ گیری پونستی و ادامه با ارتوز دنیس براون نیز پروتکل استاندارد کلاب فوت ایدیوپاتیک است.
آمپوتاسیون سایم اقدامی است که فقط در موارد شدید و غیرقابل بازسازی به عنوان آخرین گزینه مطرح می شود نه برنامه ارجح اولیه.
شیرخوار ۶ ماهه به دلیل کوتاهی اندام تحتانی چپ همراه با دفورمیتی شدید مچ پا اکواینو والگوس رییجد داشته و کوتاهی ساق در مقایسه با سمت مقابل حدود ۱۵٪ است. در رادیوگرافی فیبولا رویت نمیشود. مناسبترین اقدام درمانی کدام است؟
فیبولار همی ملیا با پای غیرعملکردی
اصل کلیدی: فقدان رویت فیبولا با دفورمیتی شدید اکواینووالگوس ریجید مچ پا با فیبولار همی ملیای تایپ دو آختمن و کالامچی مطابقت دارد؛ متن می گوید پای عملکردی پایی است که بتوان آن را پلانتی گرید کرد و سه یا بیش از سه ری داشته باشد.
استدلال از متن: متن صریح می گوید برای دفورمیتی های شدیدتر پا با کمتر از سه ری یا اکواینووالگوس ریجید، آمپوتاسیون زودهنگام و بازسازی پروتزی معمولا بهترین گزینه برای این پاهای غیرعملکردی است؛ این بیمار با اکواینووالگوس شدید ریجید در همین دسته قرار می گیرد.
رد گزینه ها: ابزرویشن تا چهار پنج سالگی برای دفورمیتی پای غیرعملکردی شدید کافی نیست و پا اصلاح نمی شود. طویل سازی نیازمند پای پلانتی گرید و پایدار است که در این بیمار با مچ ریجید فراهم نیست. اپیفیزیودز ابزاری برای برابرسازی طول است نه درمان پای غیرعملکردی شدید با کمبود ری.